چرا اسکیت بازها پارک های اسکیت برد را دوست دارند و در مقابل آن مقاومت می کنند؟

گروه به سمت دیگر میدان، دقیقاً روبروی حوزه 23 پلیس حرکت کردند. آری که در کلاس ششم درس می خواند و در بروکلین زندگی می کرد، روبروی ردیفی از مینی رزمناوها، در انتهای یک بلوک طولانی از سنگ مرمر ایستاد. جلوی او یک بلوک دیگر بود. بین این دو، یک شکاف.

آری ظاهری کاملاً خشن به تن داشت و لباس‌های ولکام و آدیداس بیرون می‌آمدند.

پدرش با آقای رودریگز تماس داشت. آنها در مورد اسکیت خیابانی و خطرات بیرون راندن از فضاهای عمومی صحبت کردند. آقای میسورلی گفت: «من تقریباً هر روز با پلیس ها سر و کار داشتم.

آری گفت: «آنها از نظر قانونی اجازه ندارند به ما دست بزنند.

پدرش گفت: «بچه های امروزی این را می دانند. “در آن زمان، آنها می توانستند شما را لمس کنند.”

آری که بالای بلوک مرمری بلند ایستاده بود، تکان خورد و تا انتها غلت زد و یک ضربه تلنگر از روی شکاف زد. او در بلوک بعدی فرود آمد اما زمین خورد و در حالت نشسته به صورت عمودی لیز خورد، همان طور که اسکیت بازان خوب سقوط می کنند. دوباره تلاش کرد. سپس دوباره. و دوباره، لیز خوردن از بلوک و ریختن روی زمین. او ناراضی اما صبور به نظر می رسید.

اسکیت بازان جدید به این گروه پیوستند. برخی گوشی های خود را برای فیلمبرداری در اختیار داشتند.

آری روی سنگ مرمر رفت.

“تو فهمیدی، آر!”

او به پایین پرت شد، پرید، واژگون شد، تمیز فرود آمد و دور شد – از بلوک خارج شد و از کنار چشمه گذشت.

اسکیت بازها به دم تخته های خود روی پیاده رو می زدند که نشانه ای جهانی از قدردانی بود.

جیرو و شیکی یک لحظه به دوستشان فرصت دادند تا در این دستاورد غرق شود، سپس به دنبال او رفتند، در یک جمع و جور به هم نشستند و به سر یکدیگر ضربه زدند.

آقای رودریگز مشاهده کرد: «این آخرین تلاش بود.

Adrienne Daniel

قهوه‌کار بسیار جذاب. دانشجو. محقق سفر. بت نوجوان آینده.