درس های تربیتی از بچه های دهه 1990 که بزرگ شدند طرفداران بیل

استفان سوروکا در ژانویه 1991 زمانی که بوفالو بیلز اولین حضور خود در سوپربول را انجام داد، 10 ساله بود. او در شرق آرورا، نیویورک، حدود 20 دقیقه رانندگی از بوفالو زندگی می کرد. هرکسی را که می‌شناخت، در هیجان چیزی که به نظر می‌رسید قهرمانی خاص بود، گرفتار شده بودند.

بیلز در فصل عادی 13-3 پیش رفته بود و دلفین ها و رایدرها را در پلی آف شکست دادند. روز یکشنبه سوپربول، پدر سوروکا یک مهمانی برگزار کرد، یک تلویزیون بزرگ از والدینش قرض گرفت و تلویزیون کوچک خانواده‌اش را در آشپزخانه گذاشت «تا اگر کسی مجبور شد برای خوردن غذا به آشپزخانه بدود، باز هم بتواند بازی را تماشا کند. ”

سرخوشی ای که در هفته های قبل از بازی ایجاد شده بود در یک لحظه فرو ریخت.

Bills در اواخر کوارتر چهارم با نتیجه 20-19 از جاینت عقب افتادند، زمانی که کوارتربک بوفالو، جیم کلی، تیم را به محدوده دروازه زمین رساند. در 8 ثانیه باقی مانده، ضربه زننده اسکات نوروود در 47 یارد تلاش کرد و از سمت راست خارج شد.

سوروکا گفت: «به یاد دارم که افتادم و گریه کردم.

بنی قصاب، رپر برجسته بوفالو که جرمی پنیک به دنیا آمد، نیز پسر جوانی بود که آن سوپر بول را در یک مهمانی خانوادگی تماشا کرد. اما مادرش از باخت بیل آنقدر ناراحت بود که او گفت: “ما همین الان بلند شدیم و رفتیم.”

او ادامه داد: “مادر من با کسی خداحافظی نکرد.” او دستم را گرفت و آنقدر سریع راه رفت که به سختی می‌توانستم بالا بیایم.»

بوفالو سه فصل بعدی را به سوپر بولز رساند و هر یک از آن ها را نیز از دست داد. در حالی که هیچ یک از شکست های بعدی مانند شکست اول نبود، آنها اثری پاک نشدنی بر روی هواداران جوانی مانند سوروکا و پنیک گذاشتند. برای بچه‌های دهه 1990، شکستن قلب‌شان توسط بیل‌ها بخشی از بزرگ‌شدن بود.

اکنون که آنها بالغ شده اند، آن نسل از طرفداران احساس می کنند مجموعه ای آشنا از انتظارات در حال شکل گیری است. بیل ها که با رکورد 13-3 قهرمان AFC شرق شدند، در تمام فصل مورد علاقه بوده اند تا پشت سر جاش آلن، سوپربول را ببرند. نامزد دریافت جایزه ارزشمندترین بازیکن بازگشت شروع کتاب داستان تیم برای افتتاح اولین بازی خود پس از سقوط دامار هملین و رالی آن برای شکست دادن دلفین ها در راند وایلد کارت، دوباره انتظارات را برای آنچه که Bills ممکن است به دست آورد، ایجاد کرده است.

موفقیت بیلز همچنین منبع آرامش و شادی برای منطقه در طول یک سال سخت بوده است. در ماه می گذشته، یک مرد مسلح 10 سیاه پوست را در یک قتل عام نژادپرستانه در سوپرمارکت بوفالو کشت. دو طوفان هولناک برف باعث مرگ بیش از 40 نفر در زمستان امسال شد. هاملین، یک ایمنی بیلز، در جریان بازی 2 ژانویه در سینسیناتی دچار ایست قلبی شد و بهبودی او از آن زمان بازی‌ها را به یک کاتارسیس عمومی برای هواداران تیم تبدیل کرده است. شان کرست، ستون نویس The Buffalo News، می گوید: «بیل ها، این جامعه را در زمان های خوب و بد به هم پیوند می دهند.»

بسیاری از آن هواداران جوان دهه 1990 اکنون فرزندان خود را دارند، و این تعجب من را برانگیخت: دلشکستگی مکرر هواداران بیلز چه چیزی در مورد فوتبال به آنها آموخت؟ درباره زندگی؟ چه چیزی از آن درس ها را می گذرانند؟

بنابراین بسیاری از مراسم امروزی مانند آن زمان است. پنیک به خاطر می‌آورد که مدرسه ابتدایی‌اش بچه‌ها را تشویق می‌کرد که جمعه‌های قبل از بازی‌ها لباس‌های بیلز را بپوشند – درست مثل مدارس بوفالو.

شولا کلارک، که در سال 1991 7 ساله بود، به یاد می آورد که خانواده اش همیشه یک مهمانی قبل از بازی در خانه برگزار می کردند. مثل دمی بدون درب عقب بود. او گفت که پدربزرگش، بیلی بنکس، همیشه در خانه یکی از بستگانش یک دمنوش خوشمزه درست می کرد. این روزها مشابه است: طرفداران در سراسر منطقه بوفالو با دوستان و خانواده جمع می شوند تا غذا بخورند، بنوشند و برای بیل ها ریشه کن کنند.

کلارک، یکی از مأموران اداره آتش نشانی بوفالو، گفت که در بدترین طوفان برف در شب کریسمس، حجم تماس های اضطراری در طول سه ساعتی که بیلز با خرس های شیکاگو بازی می کرد، کاهش یافت.

گلن مک‌بلین، نوجوانی در سال 1991، عادت داشت عکس‌های روزنامه‌ای از بازیکنانی مانند کلی و تورمن توماس در حال دویدن را برش دهد و آنها را در یک دفترچه ثبت کند. خواهر کوچکترش آماندا به یاد می آورد که برای یک پروژه هنری کلاس هفتم، پرتره ای از آندره رید، گیرنده ستاره تیم، کشید. این روزها، بچه‌ها در سرتاسر منطقه بوفالو عکس‌های آلن را بریده می‌کنند، پرتره‌هایی از ستاره گیرنده استفون دیگز می‌کشند، و پوسترهایی در حمایت از هملین می‌سازند.

زک کالری، که در سال 1991 8 ساله بود، می‌گوید: «آنها تیم شما بودند. شما هرگز از تیم کنار نرفتید یا آنها را برای تیم دیگری که ممکن بود در آن زمان بهتر باشد ترک نکردید.»

چیز مهم دیگری در مورد رابطه بین Bills و Bills Mafia وجود دارد، همانطور که اکنون پایگاه طرفداران آنها نامیده می شود. کلارک که خانواده اش صاحب روزنامه سیاه شهر، The Challenger Community News هستند، گفت: «این یک شهر جدا شده است. اما، او افزود: «وقتی در آن استادیوم هستید، مسابقه مهم نیست. همه عشق نشان می دهند همه پرخاشگر هستند.»

وقتی از طرفداران هزاره بیلز پرسیدم که بعد از اولین باخت در سوپر بول چه آرامشی به دست آوردند، همه به یاد آوردند که این شهر وقتی تیم از فلوریدا به بوفالو برگشت، یک تجمع بزرگ برای تیم برگزار کرد.

نوروود، لگدزن افسرده، از جمله کسانی بود که برای جمعیت سخنرانی کرد. در شهرهای دیگر، شهرهای بزرگتر، ممکن است او را هو کنند. اما در بوفالو آن روز او را تشویق کردند. و این خودش یه جور درس شد.

آماندا مک بلین که با وجود اینکه او و خانواده اش به شدت به بیل ها وفادار است، می گوید: «یکی از چیزهای واقعاً دلچسب در مورد آن سوپر باول، همانقدر که دردناک بود، این بود که اسکات نوروود توسط جامعه پذیرفته شد و هرگز از آن دوری نکرد. اکنون در منهتن زندگی می کنند.

پیامی که به گوش رسید این بود که شما فقط برای لایحه‌ها ریشه یابی نکردید، بلکه در زمان‌های سخت دور آنها جمع می‌شدید. این ممکن است توضیح دهد که چرا کلی، که قول داده بود هرگز برای بیلز بازی نکند، هنوز در منطقه بوفالو زندگی می کند.

البته درس دیگر این است که هر چقدر هم که فقدان ویرانگر باشد، زندگی ادامه دارد. والدین هزاره ای که با آنها صحبت کردم، همه احساس می کردند که این چیزی بود که خودشان باید یاد بگیرند.

آنها می گفتند که آن چند روز اول مدرسه بعد از سوپربول، معلمان هم مثل آنها غمگین و بی زبان بودند. برخی از والدین به هفته‌ها نیاز داشتند تا بازی را پشت سر بگذارند. اندی شولتز، یکی دیگر از بومیان شرق آرورا، نیویورک، گفت: «تنها افرادی که به یاد دارم با آنها صحبت کردم، بچه های دیگر بودند. “ما در مورد اینکه چقدر تحت فشار بودیم صحبت می کردیم.” بوفالو در آغوش کامل Bills در آن فصل، فراموش کرده بود که یک بازی فقط یک بازی است.

سه دهه بعد، آن والدینی که با آنها صحبت کردم مصمم هستند که اشتباه مشابهی را با فرزندان خود مرتکب نشوند.

شولتز، که سه پسر دارد که بین 4 تا 11 سال سن دارند، باخت وحشیانه در برابر کانزاس سیتی در یک بازی مرحله حذفی فصل گذشته را به یاد می آورد. برتری سه بار در دو دقیقه پایانی کوارتر چهارم تغییر کرد، از جمله زمانی که آلن در فاصله 13 ثانیه مانده به پایان، یک پاس تاچ داون را پرتاب کرد. پیروزی مطمئن به نظر می رسید – تا زمانی که پاتریک ماومز کانزاس سیتی را به سمت دروازه زمین هدایت کرد و هریسون باکر با پایان قوانین، یک ضربه 49 یاردی را انجام داد. سپس کانزاس سیتی آن را در وقت اضافه برد.

شولتز گفت: «این فقط همین ترن هوایی از احساسات بود. “شما نمی توانید در آن گرفتار شوید. اما وقتی تمام شد، باید عقب نشینی کنید و به فرزندان خود یادآوری کنید که این یک بازی است. ما اینجا هستیم تا از آن لذت ببریم. هیچ کس چیزی به تلویزیون یا چیزی شبیه آن نمی‌اندازد.»

هنگامی که هاملین در جریان بازی دوم ژانویه مقابل بنگال ها سقوط کرد، آماندا مک بلین با فرزندانش در خانه تماشا می کرد. او در مورد آسیب های مغزی با آنها صحبت کرده است و به آنها اجازه نمی دهد تکل بازی کنند، اما خانواده عشق خود به فوتبال را با وحشیگری آن کاملاً آشتی نداده اند.

او گفت: «ما در چند روز آینده درباره تعداد قهرمانان این داستان صحبت می‌کردیم. «بیل‌ها و بنگال‌ها رقابت را به نام سلامتی یک بازیکن دیگر کنار می‌زنند. اولین پاسخ دهندگانی که دمار را زنده نگه داشتند. همه مردم دور هم جمع شدند تا از یکدیگر مراقبت کنند.»

او همچنین به من گفت که از صحبت هایش در چند هفته گذشته بی وقفه با هواداران بیلز این بود که اگر تیم در پلی آف شکست بخورد، مردم آن را خیلی آرام تر خواهند گرفت زیرا مصدومیت هملین چیزی را که واقعاً مهم است به خانه آورده است.

من با Calleri در اواسط نوامبر صحبت کردم، چند روز بعد از اینکه بیلز در یک بازی شلخته به مینه سوتا وایکینگز با نتیجه 33-30 در وقت اضافه شکست خورد.

او گفت: «امسال هیاهوی زیادی در اطراف ما وجود دارد. آسان است که اجازه دهید این شما را تحت کنترل خود درآورد، اما پس از آن بازی هایی مانند یکشنبه وجود دارد. بعد از تمام شدن، او به پسر 8 ساله‌اش الوود گفت: «آره، واقعاً آرزو می‌کنم که امروز برنده می‌شدیم، اما اشکالی ندارد. قرار نیست هر بازی را ببری، درست است؟ شما آن را می پذیرید و جلو می روید.»

سه فرزند سوروکا نمی توانند خود را به او یادآوری کنند که در سن آنها بود. دو پسر او، هنری 9 ساله و جیمز، 4 ساله، می خواستند برای هالووین بازیکنان بیلز باشند، که نیاز چندانی نداشت زیرا آنها از قبل همه وسایل را داشتند. هر زمان که بیلز یک تاچ داون می زند، بزرگترین فرزندش، الا 11 ساله، به “آهنگ فریاد” تیم نفوذ می کند. (که با ملودی اصلی برادران Isley خوانده می شود، شروع می شود: “The Bills باعث می شود من بخواهم فریاد/پاشنه های خود را بالا بزنید و فریاد…») جیمز قبلاً آموخته است که طرفداران بیلز به تام برادی یا ماومز علاقه ندارند.

از بین تمام والدینی که با آنها صحبت کردم، سوروکا همان کسی بود که هنوز از باخت سوپربول رنج می برد. ما در آن سال تیم بهتری بودیم، و گاهی اوقات فکر می کنم که اگر آن سال برنده می شدیم چه می شد؟ این حرکت برای سه سال آینده چگونه خواهد بود؟ می دانم که نمی توانم اینطور فکر کنم زیرا مرا به یک مکان تاریک می برد. هیچ کاری نمی توانم در مورد گذشته انجام دهم، اما هر چند وقت یک بار، خودم را در حال رفتن به آنجا می گیرم.”

پس از باخت کانزاس سیتی در فصل گذشته، هنری پسر سوروکا شروع به گریه کرد و سعی کرد به اتاق او برود. سوروکا جلوی او را گرفت. او به اتاق نشیمن برگشت و با هم صحبت کردیم.

پدر به پسر یادآوری کرد که “عالی” بود که او اینقدر به بیل ها اهمیت می داد، اما فکر کردن در مورد از دست دادن اتلاف وقت بود. در عوض، او گفت: «بیایید فقط سعی کنیم از نکات مثبت امسال استفاده کنیم. ما تجربه های خوبی از تماشای آن با خانواده و دوستان داشتیم. شما فقط باید در مورد آن فکر کنید و به این فکر کنید که چگونه لوایح برای سال آینده بر این موضوع استوار خواهد شد.”

آماندا مک‌بلین می‌ترسد که به دو پسرش، سم و جونا، منتقل شود، ترس خودش که بیل‌ها همیشه راهی برای از دست دادن پیدا کنند. او به من گفت که وقتی طرفداران بیلز بچه دار می شوند، معمولاً والدین عکس هایی از نوزادانشان که در حال گریه کردن در حالی که لباس بیلز می پوشند برایشان ارسال می کنند. عنوان این است: “آماده ای برای یک عمر ناامیدی؟”

اما وقتی او به این فکر می‌کند که با آن تیم‌های اوایل دهه 1990 بزرگ شود، دیگر اذیتش نمی‌کند که آنها یک سوپربول را نبردند. او گفت: «برخی از شادترین خاطرات من از ما به عنوان یک خانواده در اطراف بیلز بود.

او افزود: “من هنوز آن تیم دهه 90 را دوست دارم، برایم مهم نیست که آنها یک سوپربول را نبردند. و می توانم بگویم که من هم همین احساس را نسبت به این تیم فعلی دارم. من فقط خوشحالم که بازی آنها را تماشا می کنم.”

این شاید بهترین درس از همه باشد.

کیا میاکا ناتیس گزارش کمک کرد

Izaiah Harrison

سازمان دهنده کل مبشر موسیقی شیطانی. گیک قهوه. خالق برنده جایزه متعصب الکل مزاحم عمومی

تماس با ما