جشنواره‌های استراتفورد و شاو کانادا چهار اثر کلاسیک را احیا می‌کنند

استراتفورد، انتاریو – «همه چیز خوب است که خوب به پایان می‌رسد» یکی از کمدی‌های کمتر دوست‌داشتنی شکسپیر است. «نور گاز» یک ملودرام قدیمی ناامیدکننده است که داستان های زن به عنوان قربانی را ارائه می کند. و “شیکاگو” بسیار با اثر انگشت باب فوسه پوشیده شده است – یا آنها رد پا هستند؟ – که به سختی می توان موزیکال را بدون او تصور کرد.

با این حال، در سفر اخیر به کانادا – شش روز اینجا در خانه جشنواره استراتفورد و یک روز دیگر در نیاگارا روی دریاچه، جایی که جشنواره شاو اجرا می‌کند – دیدم که هر سه نمایش با موفقیت بازسازی شدند. من همچنین یک کلاسیک، “ریچارد سوم” را دیدم که با موفقیت تنها شد.

آیا چیزی سالم برای احیا در هوای اینجا وجود دارد؟ تولیدات تا پایان اکتبر ادامه دارد، بنابراین شما زمان دارید تا خودتان آن را پیدا کنید.

نمایش “همه چیز خوب” استراتفورد در تئاتر کاملاً جدید تام پترسون، شاید بزرگترین شگفتی بود. همانطور که معمولاً اجرا می‌شود، این داستان ناپسند بازی‌بازی به نام برترام است که با دوستی که او را دوست دارد – هلن، یک «نجیب‌زن» جوان از خانواده مادرش – به عنوان یک اسباب‌بازی دور ریختنی دوران کودکی رفتار می‌کند. و اگرچه هلن در نهایت انتقام خود را می گیرد، و از یک کتاب درسی “ترفند تختخواب” برای به دام انداختن او استفاده می کند، اما این نیز بد به نظر می رسد.

در واقع، “همه چیز خوب است” اغلب به عنوان یک سوپرکات شکسپیر ظاهر می شود. مادر برترام، کنتسی که اخیراً بیوه شده است، مرواریدهای خرد مانند پولونیوس را خرده فروشی می کند. یک سرباز فوپ یک ظاهر شبیه مالولیو دریافت می کند. و پادشاه در حال مرگ فرانسه به طور جادویی از مرگ ظاهری مانند 32 شخصیت دیگر در کانون نجات می یابد.

اما با اجراهای پر جنب و جوش زیر نظر اسکات ونتورث، تولید استراتفورد مشکلات را به دارایی تبدیل می کند. برترام (جردین هال) بیهوده نیست. در آستانه مردانگی، او از گرفتار شدن در دام گذشته خود وحشت دارد. به همین ترتیب، هلن (جسیکا بی. هیل) از غم و اندوه ترسیم می کند، در آستانه خشم، که آن طرف دیگر له شدن است. اینکه شما بهترین ها را برای هر دوی آنها می خواهید – و حتی برای افراد ضعیف (رایلان ویلکی) – درگیری ها را قانع کننده تر می کند.

یک دگرگونی ظریف‌تر کنتس (سینا مک‌کنا، فوق‌العاده) و پادشاه (بن کارلسون، به همین ترتیب) را از شخصیت‌های کوچک به شخصیت‌های پیچیده تبدیل کرده است. این امر کمتر با بازاندیشی انگیزه ها به دست می آید تا با نقب زدن در زبان، بسیار غنی تر از آنچه تصور می کردم. به روز رسانی دوره – که از لباس های ادواردیایی میشل بون به نظر می رسد جنگ جهانی اول باشد – به اندازه کافی است تا موقعیت های اجتماعی قابل تشخیصی را برای بازیگران فراهم کند (تدفین، خداحافظی) که باعث می شود شعر به جای زیبا بودن، هدفمند باشد. برای زیباها، اتودهای پیانویی بی‌قرار ساتی از پل شیلتون وجود دارد.

بنابراین، “همه چیز خوب است” کمتر به عنوان یک غوغا نشان داده می شود تا یک نگاه متحرک به مراحل بلوغ: چگونه در ابتدا به هر قیمتی از آن اجتناب می شود، سپس به طور نامطمئن دنبال می شود و در نهایت برای افراد خوش شانس، با وقار به دست می آید. غم و اندوه کوچک

با قدم زدن چند بلوک در امتداد رودخانه آون – بله، این نام واقعی آن است – شما را از تام پترسون به تئاتر فستیوال می رساند، جایی که “شیکاگو” به کارگردانی و طراحی رقص دونا فیور در حال پخش است. Feore اولین شخصی است که از سوی صاحبان حقوق نمایش اجازه داده شده است تا جایگزین طراحی رقص Fosse در یک تولید بزرگ شود. همانطور که او در احیای موزیکال های قبلی استراتفورد، از جمله «بچه ها و عروسک ها» و «مرد موسیقی» نشان داده است، او هر قدم جدیدی را مهم می کند.

اما در واقع، او علاقه زیادی به گام‌ها ندارد، همان طور که فوسی به طور مشخص علاقه داشت. (سبک او بدون توجه به مواد، تقریباً یکسان است.) در عوض، او از رقص اجتماعی آن دوره، اواخر دهه 1920، استفاده می کند تا داستانی را که برای برجسته کردن انتخاب شده است، بازگو کند. این داستان کمتر به بدبینی سیستم قضایی آمریکا مربوط می شود – اینکه چگونه دو “قاتل شاد” (جنیفر رایدر-شاو و چلسی پرستون) با تبدیل جنایات خود به شو بیز از قلاب خارج می شوند – تا اینکه در مورد زنانی است که در حال مذاکره در مورد چشم انداز جدید و دشوار استقلال هستند و ممنوعیت

بنابراین، وقتی شش زن زندانی «تانگو بلوک سلولی» را اجرا می‌کنند، می‌بینیم که مردان آن‌ها از پا در می‌آیند – و به نظر می‌رسند که شایسته آن هستند. و هنگامی که هونیاک، مهاجری که تا انتها بی گناهی خود را حفظ می کند، با این وجود اعدام می شود، فیوره صحنه را به عنوان یک عمل هوایی روی صحنه می برد و زن محکوم به فنا (بانی جردن) را از بالای تئاتر بر روی یک روبان ساتنی پایین می آورد که تبدیل به طناب او می شود. . من فاش نمی‌کنم که بیلی فلین، وکیلی که نقش دن چامرو را بازی می‌کند، چگونه می‌رود.

با این حال، این «شیکاگو» یک برداشت بیشتر شادی‌بخش است، زیرا با دکورها و لباس‌های کامل به جای زیبایی‌شناسی تیره و تار احیای طولانی مدت برادوی، تقریباً اجتناب‌ناپذیر است. (با پوشیدن همه مشکی در آن تولید، گاهی اوقات ممکن است به نظر می‌رسد که یک شبستانی فوق‌العاده شیک است.) ظاهراً فیوره به جای آن از آهنگ بزرگ Kander و Ebb “All That Jazz” الهام گرفته است، که نمایش را با نتی از آزادی شروع می‌کند. : “اوه، من زن هیچکس نیستم / اما، اوه، من زندگی ام را دوست دارم.”

این احساس چیزی نیست که شما انتظار داشته باشید در “Gaslight”، تریلر 1938 پاتریک همیلتون درباره زنی که توسط شوهرش تقریباً دیوانه شده است، پیدا کنید. در نسخه های قبلی داستان، از جمله فیلم جورج کوکور در سال 1944، همسر، بلا، قربانی شکنجه روانی گیج شده و یک شرکت کننده عمدتا منفعل در فرار از شوهرش، جک است. او توسط یک کارآگاه پلیس نجات می‌یابد، که می‌دانیم ممکن است بعداً با او ازدواج کند.

اما در بازسازی کامل جانا رایت و پتی جیمیسون در امتداد خطوط فمینیستی برای جشنواره شاو، چیزی از نسخه اصلی به جز محیط ویکتوریایی روشن و موضوع کلی کنترل ذهن باقی نمانده است. حتی آن هم اکنون یک خیابان دو طرفه است. بلا (جولی لومزدن) به زودی می‌فهمد جک (آندره مورین) چه می‌کند و نقشه‌ای می‌کشد تا جدول را برگرداند. بدون اینکه کارآگاه پلیس در چشم باشد، او باید خودش را نجات دهد و فقط یک خدمتکار خنده دار (کیت هنیگ) کمک کند.

معمولاً وقتی تولیدکنندگان مواد را به طور کلی قابل اعتراض می‌دانند، فکر می‌کنم به سادگی نباید آن را تولید کنند. (نمایش‌های جدید زیادی وجود دارند که باید روی صحنه بروند.) اگرچه این «نور گاز» یک مورد قانع‌کننده برای بازسازی است، نه به این دلیل که برای ذائقه‌ی ما خوشایند است، بلکه به این دلیل که مانند درام ژانر رضایت‌بخش است. بد نیست که تولید، به کارگردانی کلی فاکس، فشرده و جذاب است – صحنه و لباس‌ها توسط جودیت باودن هستند – و لومزدن به‌ویژه در نقش زنی که با قدرت‌هایش بیدار می‌شود، جذاب است.

اینکه آیا این ویرایش می تواند به یک کلاسیک جدید تبدیل شود، هنوز مشخص نیست. مطمئناً می‌توان در برادوی، جایی که نسخه اصلی، تحت عنوان «خیابان فرشته» به مدت سه سال در دهه 1940 پخش شد، نگاهی به نمایش گذاشت.

اما اینکه کدام آثار ماندگار می‌شوند و چرا، یک راز بزرگ باقی مانده است. اگرچه وجود شکسپیر در صفحه عنوان قطعا کمک می کند، حتی او نیز تحت فشارهای بازنمایی و انصاف کمان می کند. «تاجر ونیز» یهودستیزانه است، «رام کردن مرد زیرک» جنسیت‌گرا است، «اتللو» احتمالاً هم جنسیت‌گرا و هم نژادپرست است.

به نظر می رسد امسال “ریچارد سوم” را در بلوک پیدا کرد. وقتی اولین جشنواره استراتفورد در سال 1953 افتتاح شد، هیچ کس از اینکه الک گینس که معلول نبود، نقش پادشاهی را بازی کند که معروف بود، پلک نزد. اما زمانی که این نمایشنامه، در یک لمس زیبا از تقارن، تام پترسون جدید را در تابستان امسال در یک محصول با بازی کولم فیور – او شوهر دونا فیوره – باز کرد، احساس کردم پاره شدم. من به تازگی نمایش درهم ریخته تئاتر عمومی را در پارک مرکزی دیده بودم که در آن دانای گوریرا بدون هیچ اذعان به ناتوانی ریچارد نقش اصلی را بازی کرد.

Feore بیشتر از بدن ریچارد را تصدیق می کند. این محصول به کارگردانی آنتونی سیمولینو، مدیر هنری استراتفورد، از برخی جهات به این موضوع می پردازد. سیمولینو با کشف اسکلت پادشاه در سال 2013 قاب فیلم را می‌سازد. فئوره با یک پا چرخانده شده تقریباً با زاویه 90 درجه راه می‌رود و باعث می‌شود که او به شدت هول کند و در برخی اجراها به زمین بیفتد. اگر این برای روشن کردن اهمیت ناتوانی در برداشت این اثر از شخصیت کافی نبود، انحنای ستون فقرات ریچارد در لباس‌های او که توسط فرانچسکا کالو طراحی شده بود، دوخته می‌شود.

یکی نباید خوشش بیاد حتی اگر مثل من معتقد باشید که روزی همه می‌توانند نقش هر کسی را بازی کنند، بازیگران معلول زیادی هستند که به ندرت کار می‌کنند تا نقشی مثل ریچارد را به دیگری بدهند.

و با این حال، چه می توانم بگویم؟ Feore در خوانش بسیار جالب و سنتی نقش فوق العاده است. (او به سختی صدای خود را بلند می کند، یا به لطف آکوستیک خارق العاده پترسون نیاز دارد.) درونی سازی او از ناتوانی ریچارد کامل، دقیق و بی اعتنا به نظر می رسد. بازیگران مکمل، که اکثر آنها در “همه چیز خوب است” در اجراهای متناوب ظاهر می شوند، به طور غیرمعمولی خوب هستند، به ویژه گروه چهارگانه زنانی که ریچارد آنها را بیوه می کند، طعنه می زند، تسخیر می کند، ازدواج می کند یا می کشد. در واقع، در این تولید، این پنج نفر از زنان است: قاتلی که او برای انجام بدترین کارش – کشتن شاهزاده‌های پسری که سد راه او هستند – استخدام می‌کند – دیگر جیمز تایرل نیست، بلکه جین است. به طرز وحشتناکی، او تنها فردی روی صحنه است که فکر می کنید ریچارد واقعاً دوستش دارد.

علیرغم آن تغییر و دستگاه قاب بندی معاصر، این یک احیای متعارف به بهترین معنا باقی می ماند: با حفظ ایمان با کلماتش، قدرت داستان را بازیابی می کند. این چیزی است که همه احیاگرهای کانادایی را که من دیدم بسیار قدرتمند می کند. (خب، خوب، یک «هملت» متوسط ​​وجود داشت.) اگر چیزی در اینجا وجود داشته باشد که آن کیفیت را ارتقا دهد، آن سیستم رپرتوری است: استراتفورد، که پس از تعطیلی همه‌گیر هنوز به قدرت کامل خود بازگشته است، 10 تولید در این فصل دارد. شاو 11 دارد. در مورد بلوغ صحبت کنید! بیشتر کارها هر چه بیشتر انجام دهید بهتر می شوند.

جشنواره استراتفورد

“همه چیز خوب است که خوب به پایان می رسد”، “شیکاگو” و “ریچارد سوم” تا 30 اکتبر در رپرتوار هستند. Stratford, Ontario; stratfordfestival.ca.

جشنواره شاو

“Gaslight” تا 8 اکتبر در کارنامه است. Niagara-on-the-Lake, Ontario; shawfest.com.

Julissa Lara

متفکر متواضعانه فروتن. گیمر. کارآفرین. طرفدار رسانه های اجتماعی آزاد.